دوستی پرسیده بود که نظرم در مورد حملهی نظامی به ایران چیست. در پاسخ باید بگویم چون ساکن ایران نیستم و پوستی که در بازی دارم به اندازهی ساکنین ایران نیست، خیلی نظر من متر و معیار درستی نیست. اما از جهت بحث صرفا تئوریک، اگر مفروض بگیریم که راه پیشرفت جامعهی ایرانی فارغ از حکومت جاری بر آن، از مسیر تقویت قدرت مستقل جامعه میگذرد، پس میتوان سنجهی مثبت یا منفی بودن اقدام نظامی را از نیز از منظر تاثیرش بر قدرت جامعه دید.
آیا حملهی نظامی باعث تقویت جامعهی ایرانی میشود؟
حملهی نظامی خارجی به گمانم هیچگاه مطلوب هیچ جامعهای نبوده و نیست. چه آن که در بهترین حالت نیز بدون آسیبهای جانی و مالی به جامعه نمیتواند باشد. حملهی نظامی آشوبی را در سطح جامعه و حکومت ایجاد میکند که امکان پیشبینی تمامی نتایج و ابعاد آن ممکن نیست. در واقع چون قماری است که کمینهی خسارات آن مشخص است ولی بیشینهی زیان و سود آن نامشخص است. در حالت معمول که فرد ملزم به قمار نیست و گزینههای دیگری میتواند داشته باشد، چنین قماری هیچگاه معقول به نظر نمیرسد.
جامعهی ایرانی چه گزینههای دیگری پیش روی دارد؟
گزینهی اول ادامهی وضع موجود است که نتیجهی آن ضعیف شدن روز به روز بنیانهای نحیف قدرت جامعه خواهد. سایهی جنگ همیشه بر بالای سر کشور باقی خواهد ماند. تا جایی که نفتی برای فروش وجود دارد، وضعیت کشور شبیه عراق صدام حسین در زمان برنامهی نفت در برابر غذا خواهد بود. پس از اتمام نفت نیز سرنوشت افغانستان تحت حاکمیت طالبان در انتظار ماست. در انتهای این مسیر اگر جامعهای هم باقی بماند، آنقدر ضعیف و بیتوان گشته که از ساختن نظمی نو ناتوان خواهد بود و خواسته یا ناخواسته اسیر بازیگران بیرونی خواهد گشت.
گزینهی دوم به انتظار تغییرات درون حاکمیت نشستن است. امید به این که در اثر فشارهای داخلی و خارجی و احتمالا مرگ رهبر فعلی شکافهایی در بدنهی قدرت شکل خواهد گرفت که از این روزنه، شکوفههای قدرت جامعه خواهد شکفت. این نیز قماری است که شاید معقول به نظر بیاید ولی در این قمار زمان به نفع ما در حال حرکت نیست. هر روز که میگذرد جامعه ضعیفتر میشود. احتمال ایجاد شکاف در حاکمیت هم الزاما بالا نیست. چه آن که بسیاری امید بسته بودند که کرهی شمالی در پی تغییر نسل حاکمان آن پوستاندازی خواهد کرد ولی تا بدین جای کار که سه نسل از پی هم آمدهاند و تغییری حاصل نشده است.
خلاصه آن که در این وحشتسرا از هر طرف که برفتم جز وحشتم نیفزود. هر فردی بسته به اولویتهایش میتواند طرفدار یکی از این مسیرها باشد ولی نمیتوان بر دیگری که مسیر دیگری را برگزیده است خرده گرفت. مفیدترین کار درک همین وضعیت و نشان دادن همدلی با کسانی است که مسیر متفاوتی گزیدهاند. شاید از دل همین فهم درد مشترک، زمینه برای نزدیک شدن آرا و شکل گرفتن جمعی بزرگتر فراهم آید.